تبليغاتX
هیما :: بانوی عاشق






















هیما :: بانوی عاشق

دوستت دارم، بدون "نقطه سر خط" این، ابتدای ناگفته های من است

نوشته شده در 89/11/12ساعت 19:23 توسط هدیه| |

 

منم زیبا

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را.بجو مارا تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم،آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم.تویی والاترین مهمان دنیایم.

که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی.ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟رها کن آن خدای دور

آن نامهربان معبود.آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت.اینک صدایم کن مرا.با قطره اشکی

به پیش آور دو دست خالی خودرا. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام.آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد.

به نجوایی صدایم کن.بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم , شروع کن , یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان.رهایت من نخواهم کرد

 

نوشته شده در 90/06/02ساعت 10:43 توسط هدیه| |

 

خیال هایت را بادکنکی کن

بادش کن

تمام روزهای بدت را بریز در این بادکنک

بگو هر چه باداباد

هر چه دلتنگی

هر چه غم

وقتی بادش کردی بترکان

به صدای عظیم این ترکیدن هم فکر کن

روزها میگذرد

خودت به فکر خودت باش

دغدغه زیاد است

فکر زیاد است

می دانی

مثل اون روزها قاه قاه بخند....

همین

 

نوشته شده در 90/05/13ساعت 17:27 توسط هدیه| |

 

الهي آرامش درونم را سپاس


الهي ميل به تحولم را سپاس


الهي با هم بودنمان را سپاس


الهي سلامتيم را سپاس


الهي اميدواري به لطف بي پايانت را سپاس


الهي زبان سپاس گويم را سپاس


الهي اين آگاهي را سپاس


الهي داشتن خدايي چون تو را هزاران هزار بار سپاس

 

نوشته شده در 90/03/30ساعت 19:8 توسط هدیه| |

امروز رفتم برای سونو و آزمایش سلامت .خدا رو شکر از همه نظر  نرمال بودی.

در مورد جنسیتت به خانم دکتر  گفتم . هز  کاری کرد نتونست  تشخیص بده

جنسیتتو  البته مامان جونم  اولش که پشتتو کرده بودی و بعدهم با کلی التماس

نیم رخ شدی عزیزم . ولی اشکال نداره فرشته کوچولوی من  فقط سلامتت برامون

مهم بود که خدا رو هزار مرتبه شکر  خیالمون راحت شد.

خیلی خیلی دوستت دارم عزیزترینم

خدا جونم  هرزاران هزار بار   شکرت

 

نوشته شده در 90/03/10ساعت 19:0 توسط هدیه| |

 

من امیدی را در خود بارور ساخته‌ام تار و پودش را با عشق تو پرداخته‌ام

مثل تابیدن مهری در دل،

مثل جوشیدن شعری در جان،

مثل بالیدن عطری درگل،

جریان خواهم یافت .

مست از عشق تو،

ازعمق فراموشی راه خواهم افتا د

باز از ریشه به برگ باز از«بود» به «هست» باز از خاموشی تا فریاد

 

نوشته شده در 90/03/01ساعت 11:55 توسط هدیه| |

 

امروز نوبت اولین سونو بود. خدا رو شکر دکتر گفت همه چی روبراهه. و صربان قلب

کوچولوت هم  تند تند میزد . وای جیگرتو , مثل ۱ لوبیای کوچولو بودی  البته ۱ لوبیای

سحرآمیز  ۱۷میلیمتری . وقتی صدای قلبتو شنیدم بغض کرده بودم  خانم دکتر هم

که حال منو دید . آخر کارش  باز صدای قلبت رو برام گذاشت و منو بابایی خوب گوش دادیم .

عزیزترینم اصلا باورم نمیشد روی ابرا داشتم سیر میکردم . فرشته  کوچولو خاله های

مهربون نینی سایت برات ۱ اسم خوشکل انتخاب کردن همه شاخه نبات صدات میکنن.

ای جانممم شاخه نباتم مواظب خودت باش.

خدا جونم دوستت دارم.

خدای من هزاران هزار مرتبه شکرت . این شادی رو نصیب همه بکن

نوشته شده در 90/01/24ساعت 11:12 توسط هدیه| |

 

من زندگي رو خجالت زده ميکنم وبه همه آرزوهام ميرسم.

روز ديگري رسيده..خدا رو شکر ميکنم که نمي گذاره از شروع دوباره بترسم

من با خودم تکرار ميکنم ..خوشبختم...سالمم وحال خوشي دارم شکرت خدايا


مسخره ترين جمله دنيا :من لياقتشو ندارم!!

من هميشه قدردان آفرينش وزيباييهاي طبيعي خدايم هستم

عشق اساس زندگيه پس من همه رو دوست دارم

نوشته شده در 90/01/07ساعت 18:10 توسط هدیه| |

 

تو همان عابری هستی

که خزان دلم را با گامهایت

بهار عشق کردی

تو تکرار بارانی

و نگاهت تابلوی قشنگ شبی زیباست

که مرا می خواند ...

به که باید گفت :

" دلم آواره توست "

 

نوشته شده در 90/01/04ساعت 12:57 توسط هدیه| |

 

ریاضی وار هم که نگاهت کنم

تو نه در مثلث عشق جا می شوی

نه در دایره ی تاریخ

نه در چهار ضلعی هیچ پنجره ای

تو روز به روز بزرگ تر از هر هندسه ای می شوی

بر عکس من که به حسابم نمی آوری ،

خودت اصلا حساب نمی شوی

تو بیشتر از انگشتان دست منی

نوشته شده در 90/01/04ساعت 12:53 توسط هدیه| |